ابوالفضلیم، علمداریم

از زبان حضرت سیدا لشهدا " علیه السلام " خطاب به حضرت عباس (ع)
دور ای دعوالر اصلانی
ابوالفضلیم، علمداریم
آخان سو تک قیزیل قانی
ابوالفضلیم، علمداریم

دئیم دوتمیر دیلیم قارداش
دور ای آرخام، ائلیم قارداش
سینوب سنسیز بئلیم قارداش
ابوالفضلیم، علمداریم

کسوب دشمن یولین آخر
سالوب ساق و صولین آخر
نه باش وار، نه قولین آخر
ابوالفضلیم، علمداریم

عملداریم زبون اولدون
قتیل قوم دون اولدون
علم تک سرنگون اولدون
ابوالفضلیم، علمداریم

اوغول یوخ دردیمی بولسون
منه یار و معین اولسون
اوغولسیز قارداشین اؤلسون
ابوالفضلیم، علمداریم

توکندی طاقتیم سنسیز
بوکولدی قامتیم سنسیز
قان آغلار عترتیم سنسیز
ابوالفضلیم، علمداریم

اؤزین مقصودوه یئتدون
بئله احبابی ترک ائتدون
منی یالقوز قویوب گئتدون
ابوالفضلیم، علمداریم

ایا ماه بنی‌هاشم
منیم ایستکلی قارداشیم
دؤنوب آلقانه گؤز یاشیم
ابوالفضلیم، علمداریم

دئسم گورمز گؤزیم قارداش
یقین دوزدور سؤزوم قارداش
سنه قربان اؤزیم قارداش
ابوالفضلیم، علمداریم

اوزون گئتدون خلاص اولدون
دلی پیمانه تک دولدون
گلستانیم نه تئز سولدون
ابوالفضلیم، علمداریم

سنی کیم غرق ائدوب قانه
سالوب بو قانلی میدانه
یانار بو حاله بیگانه
ابوالفضلیم ، علمداریم

بو غربتده وحید اولدوم
کؤمکدن ناامید اولدوم
سن اؤلدون من شهید اولدوم
ابوالفضلیم ، علمداریم

قالوب صرّاف بیچاره
محیط غمده آواره
اؤزین قیل دردینه چاره
ابوالفضلیم، علمداریم

 

منیم پناهیم اُمید‌گاهیم

منیم پناهیم اُمید‌گاهیم، دایان حسینیم سنه سوزوم وار

اوپوم ایاقون یانان ددوداقون، امان حسینیم سنه سوزوم وار

 

دایــان بـــراد‌ر عــزیــز مــاد‌ر، گلیـر دالـینجـا پیـاده زینب

هـارا گئدیرسن؟ شتاب ائدیرسن، قالوبدی بحر بلاده زینب

نـه چــاره ائیلیــم یانـیـر بـو قلبیـم، چکیبدی درد زیاده زینب

وداع آخر توقف ائت بیر، زمان حسینیم سنه سوزوم وار

 

باجووا لطف ائت بیر آز دایان گئت، آماندی قارداش آماندی ئوللم

گـوزومده یاشیـم آغـاردی باشیم، غمیم بیلیرسن گراندی ئوللم

اَییلدی قدیم، یارالی قلبیم خـد‌نـگ ظلمــه نشاندیـر اوللم

تـرحم ائیلــه آتــووا وئرمه، عنان حسینیم سنـه سـوزوم وار

 

بــو غمــده قیــزلار غمه گرفتــار، حرمسـراده قالیبـدیـر آغـلار

او فوجی آیــا بــو چــولـده تنهــا، بلالـی زینب نه نوعـی ساخـلار

تعـجــبیـم وار مگـــر آتالار، بالالارینـــی بــو نحوی یوخــلار

کومکلری یوخ، بلالری چوخ، اینان حسینیم سنه سـوزوم وار

 

اگر براد‌ر قییتماقیــن وار، او کهنــه کـوینک ندیـر بـد‌نـده

ئورک سیخیلدی ایویم ییخیلدی، او کوینگی سن آلیب گینده

منــه بس اولـدی، مشخـص اولدی، سنـی سویارلار یقیـن ئولنده

همیشه مغموم همیشه مظلوم، اولان حسینیم سنه سوزوم وار

 

قیــزون رقیــه دیینـده عمـه، هانـی بابام بس ائدیم نـه چـاره

نئجــه دئییـم مــن گئـدیبدیر الان، خیامــه گلمـ‌ز بابـون دوباره

او باغــری قانـلار او آغلیانلار، بـالالاروندور ائدیـر نظاره

آتیب گئدیرسن اوْلارا سن سن، گومان حسینیم سنه سوزوم وار

شاعر: انور اردبیلی

 

حدیث دل

جز حدیث دل که با شاهی دهان جام گفت

هر چه گفت اهل دلیل و درس و دانش خام گفت

می‌فریبند اهل ظاهر را به بوی باغ خلد

این حدیث معتبر را مرغکی در دام گفت

با چنین صنعت که زاهد می‌کند در لفظ و لحن

سنگ‌ها را می‌توان آئینه‌ی اسلام گفت

رشته‌ها شد مار و من حبل‌المتین جویم هنوز

هر که گفت از عقل دارم بهره‌ای سرسام گفت

غنچه‌ها را کاین چنین اندر فلاخن می‌نهند

بد مبین گر سوسنی واعظ شد و دشنام گفت

روز رجعت باید از سوراخ سوزن بگذری

این سخن با ترمه پوشی درزی ایام گفت

هرچه گفتار است بر دیوار و در کوبیدنی است

جز حدیث دل که با شاهی دهان جام گفت

عسگرشاهی اردبیلی

 

از شیخ محابا هست از شیر محابا نیست

یک روز فروغ آید زان نقطه که پیدا نیست

صد حیف که این طالع در پنجره ما نیست

از له له تیر ای دل فردای تو معلوم است

هر چند که می‌گویند در فصل تو فردا نیست

اندر سر بازاری، می‌گفت قلمکاری

از هر رده رنگی هست رنگی ز مدارا نیست

هر بی‌سر و پا امروز از سیر سما گوید

در سیر سما آری حاجت به سر و پا نیست

از من مطلب شعرم در زاهد اثر سازد

احیای چنین مرده کار دم عیسی نیست

نه مرحمتش باشد پاینده نه اجحافش

یک کلمه بی‌معنی چون کلمه‌ی دنیا نیست

ای سیل بلا حاشا برگردی از این برزن

در خانه‌ی ما جا هست در کوچه اگر جا نیست

«شاهی» من مسکین را همچون همه اجدادم

از شیخ محابا هست از شیر محابا نیست

 

عسگر شاهی اردبیلی

 

علل بيمارى و شهادت حضرت زهرا (س)

با وجود سفارش آن حضرت به نهان داشتن شرايط جسمى و وضعيت روحى‏اش پس از آن رويدادهاى تلخ، و با وجود رازدارى امير مؤمنان، سرانجام خبر بيمارى بانوى بانوان در مدينه منتشر گرديد و همگان از شرايط آن حضرت آگاه شدند. لازم به يادآورى است كه فاطمه عليهاالسلام از بيمارى سختى شكايت نداشت كه غيرقابل مداوا برسد، بلكه آنچه او را سخت رنج مى‏داد و پيكرش را آب مى‏كرد، امواج دردها و مصيبتها و رنجهايى بود كه هر روز بر آن افزوده مى‏شد و اين فشارها بود كه بر رنج و بيمارى برخاسته از صدمات وارده در يورش به خانه‏اش، كمك مى‏كرد تا بانوى سرفراز گيتى را به بستر شهادت بكشاند.

در كنار اينها فشار سوگ پدر و گريه بسيار بر آن حضرت نيز از عواملى بود كه باعث شدت بيمارى و زوال شادابى و طراوت از خورشيد جهان‏افروز وجود او مى‏شد و بايد ستم و خشونت و مواضع ناجوانمردانه‏ى برخى از مسلمان‏نماها و نيز تحول ارتجاعى در سيستم سياسى و دگرگونى كارها و تغيير اوضاع و شرايط به سود ارتجاع و جاهليت را نيز از عواملى برشمرد كه فشار دردها و رنجها را هر لحظه بيشتر مى‏ساخت و خورشيد وجود انديشمندترين و آزاده‏ترين بانوى جهان هستى را بسوى افق مغرب پيش مى‏برد.

ادامه نوشته

گوشه ای از فضائل و زندگی پر برکت حضرت فاطمه زهرا (س)

فاطمه(س) الگوی جاودانه زنان عالم

کوثر خانه وحی

حضرت زهرا(س)، تجسم رضایت و سخط الهی

سیره حضرت زهرا (س)؛ پاسخ‌گوی نیازهای جامعه‌ امام عصر(عج)

اسرار نامهای حضرت فاطمه (س)

حضرت فاطمه (س) سرور زنان عالم

گفتار نام آوران و دانشمندان درباره حضرت زهرا (علیها السلام)

آثار و اسرار تسبیح حضرت زهرا (س)

p;cat=">فرهنگ القاب حضرت فاطمه(سلام الله علیها)

شهادت حضرت زهرا (س)

ایام شهادت حامی ولایت، همسر امامت

برگی از مظلومیت حضرت زهرا ( علیها السلام)

وصایای حضرت فاطمه سلام الله علیها

شهادت فاطمه (س) افسانه نیست

زن و حجاب

منافع حجاب

حجاب و رابطه با نامحرمان در مورد زنان بزرگ چگونه بوده است ؟

چرا باید حجاب اجرایی باشد؟

آیا بحث حجاب در قرآن آمده است ؟

چرا باید حجاب داشته باشیم؟

آیا حجاب مقدمه عفاف است ؟

حجاب و رابطه با نامحرمان در مورد زنان بزرگ چگونه بوده است

http://www.ebnearabi.com/wp-content/uploads/2012/04/1.jpg

دعای ناد علی کبیر

طریقه ختم ناد علی کبیر

طریقه ختم نادعلی کبیر آن است که اگر کسی را مهمی پیش آیدناد علی را هفت نوبت بخواند به  نیت آن مهم ، البته برآورده شود واگرنزدبزرگی یا امیری میروی ، روزی سه مرتبه  ناد علی رابخوان وبر جمیع اعضای خود بِدَم محب ومخلص تو شود واگر به نیت فرزند بخوانی حق تعالی به تو فرزند کرامت کند ، اگر خواهی شخصی را مسخر خود گردانی در شب جمعه چهارده مرتبه به اسم او بخوان و صد مرتبه صلوات بر محمدوآل او بفرست البته مسخر تو گردد و هرچه گویی از سخن وصلاح تو بدر نرود واگر بعد از نماز صبح به نیت مال نه مرتبه بخوانی غنی شوی و اگر جهت ادای قرض پانزده روز روزی بیست ودو مرتبه بخوانی ادا شود و اگرزنی دیر زاید پنج نوبت بر آب بخواند و بخورد آن زن زود زاید و اگر کسی این دعا را با خود دارد از شر جمیع حیوانات وجن و انس محفوظ باشد و هر که شک آورد البته کافر است وآن دعا این است :

نقل شده از : زاد المعاد علامه مجلسی

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم.

نادِ عَلیاً مَظهَرَالعَجائِب تَجِدهُ عَوَناً لَکَ فِی النَوّائِب لی اِلیَ اللهِ حاجَتی

بخوان علی علیه السلام راکه مظهرکمالات وصفات عجیبه است تایاری کننده تودرتمام مشکلات وسختیها باشد،این بنده ناچیزپیوسته به خدانیازمند است

وَعَلَیهِ مُعَوَّلی کُلَّما اَمَرتَهُ وَرَمَیتَ مُنقَضی فی ظِللّ اللهِ وَیُضِلل اللهُ لی

ومن در تمام امورم بر آن حضرت متوسل شده وتکیه کرده ام وامورگذشته و آینده ام را در زیر سایه لطف خدا گذرانم

اَدعُوکَ کُلَّ هَمٍ وَغَمًّ سَیَنجَلی بِعَظَمَتِکَ یا اللهُ بِنُبُوَّتِکَ یامُحَمَّدَ بِوَلایَتِکَ

و برای رفع و دفع هر ناراحتی و مشکلی خدایا ترا میخوانم تا مشکل حل و مساله روشن شود قسم به بزرگیت ای خدا و قسم به پیامبریت ای محمد (ص) و به ولایت و امامت تو

یاعَلِیُّ یاعَلِیُّ یاعَلِیُّ اَدرِکنی بِحقِّ لُطفِکَ الخَفیَّ اللهِ اَکبَرُاَنامِن شَرِّ

ای علی (ع) ای علی (ع) ای علی (ع) مرا دریاب بحق لطف و محبت پنهانت  خدا بزرگتر از آن است که توصیف شود ومن از شر

اَعدائکَ بَریءٌ اللهُ صَمَدی مِن عِندِکَ مَدَی وَعَلَیکَ مُعتَمِدی بِحقِّ إِیاکَ نَعبُدُ

دشمنانت بیزاری میجویم خدای بی نیاز، بی نیاز کننده من است  ومن از سوی تو یاری و مدد میشوم و بر تو اعتماد وتکیه دارم  بحق ایاک نعبد

وَ إِیاکَ نَستَعینُ یااَبالغَیثِ اَغِثنی یااَبَاالَحَسَنَین اَدرِکنی یاسَیفَ اللهُ اَدرِکنی

و ایاک نستعین   ای پدرِ کمک و یاری کردن  مرا یاری کن و به فریادم رس ای پدر حسنین مرا دریاب  ای شمشیر خدا مرا دریاب

یابابَ اللهِ اَدرِکنی یاحُجَّهَ اللهِ اَدرِکنی یا وَلِیَّ اللهِ اَدرِکنی بِحَقَّ لُطفِکَ الخَفیَّ

ای در و دروازه خدا  مرا دریاب  ای حجت و راهنمای خدا مرا دریاب    ای ولی خدا مرا دریاب  قسم به آن لطف پنهانت

یا قَهّارُتَقَهَّرتَ بِالقَهرِوَالقَهر ُفی قَهرِ قَهرکَ یاقَهارُ یاقاهِرَالعَدُوّ یاواِلیَ الوَلِیَّ

ای غالب و پیروزمند و برتری یابنده برهمه به قهر وسلطنت خدایی وحال آنکه قهر وسلطنت در تفوق وغلبه و پیروزی توست ای غالب و پیروزمند بر دشمن ای دوستِ  دوست خدا

یامَظهَرَ العَجائِبِ یامُرتَضی عَلِیُّ رَمَیتَ مِن بَغی عَلَیَّ بِسَهمِ اللهِ وَسَیفِ اللهِ القاتِلِ

ای مظهر صفات عجیبه ای مرتضی علی یقین دارم برمن هر کسی بخواهد ظلم وستم روا دارد تو مولا او را به تیر وشمشیر کشنده بر زمین زده و از پای درمی آوری

اُفَوَّضُ اَمری اِلیَ اللهِ اِنَّ اللهُ بَصَیرٌ بِالعَبادِوَاِلحُکُم اِلهٌ واحِدٌ لااِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحمنُ الرَّحیمُ

من تمام امورم را به خدا وگذار میکنم بدرستیکه خداوند بصیر و بینا و آگاه بر بندگان است  و قول خداوند است که در قرآن فرمود خدای شما خدای واحد است و غیر از او خدایی نیست  بخشنده و مهربان است

یاغیاثَ المُستَغییَنِ یا دَلیلَ المُتَحیِّرِینَ یااَمانَ الخائِفینَ یامُعینَ المُتَوَکِلینَ

ای فریاد رس فریاد خواهان مرا دریاب ای راهنمای سرگردانان ای امان و آرامش دهنده ترسندگان  ای یاری کننده پناه آورندگان

یا رَاحِمَ المَساکینَ یا اِلهَ العالَمَینَ بِرَحمَتِکَ وَصَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَالِهِ اَجمَعین وَ الحَمدُ اللهِ رَبِّ العالَمینَ.

ای رحم کننده بر فقرا و بیچارگان  ای پروردگار عالمیان مرا دریاب  به رحمت بیکرانت و درود بر سید  وآقای ما حضرت محمد (ص) و خاندان اوبود و ستایش وحمد برای پروردگار جهانیان است وبس .

التماس دعا

ثواب صلوات

من از محاسبه ثواب عاجزم

رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرمود:
((وقتى به معراج رفتم ديدم ملكى را كه هزار هزار دست دارد ((يك ميليون )) و هر دستى هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتى هزار هزار بند دارد.
آن ملك گفت : من حساب دانه هاى قطرات باران رامى دانم كه چند تا در صحرا و چند دانه در دريا مى بارد، و عرض كرد: تعداد قطرات باران را از ابتداى خلقت تا حال را مى دانم آن وقت عرض كرد: حسابى است كه من از محاسبه آن عاجزم .)) فرمود: ((چيست ؟))
عرض كرد: هرگاه جماعتى از امت تو با هم باشند و با هم برتو صلوات بفرستند، من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم .
ان الله وملائكته يصلون على النبى ، يا ايها الذين امنوا صلوا عليه وسلموا تسليما؛

ادامه نوشته

فواید خواندن آیت الكرسی

 

 امام محمد باقر از امیر المومنین (ع) روایت فرموده: هنگامی كه آیت الكرسی نازل شد رسول خدا (ص) فرمود آیه الكرسیآیه ای است كه از گنج عرش نازل شده و زمانی كه این آیه نازل گشت هر بتی كه در جهان بود با صورت به زمین خورد.

 

در این زمان ابلیس ترسید و به قومش گفت :"امشب حادثه ای بزرگ اتفاق افتاده است باشید تا من عالم را بگردم و خبر بیاورم.

 

ابلیس عالم را گشت تا به شهر مدینه رسید مردی را دید و از او سوال كرد: " دیشب چه حادثه ای اتفاق افتاد"

 

مرد گفت "رسول خدا فرمود:" آیه ای از گنج های عرش نازل شد كه بت های جهان به خاطر آن آیه همگی با صورت به زمین خوردند. ابلیس بعد از شنیدن حادثه به نزد قومش رفت و حادثه را به آن ها خبر داد.

 

ادامه نوشته

بعد از شهادت امام حسين عليه السلام در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟

بسم الله الرحمن الرحيم

بعد از شهادت امام حسين عليه السلام در روز عاشورا ، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟

شيعيان ، اعتقاد دارند که نصب امام و جانشين پيامبر به دست خداوند است و مردم اجازه دخالت در انتخاب امام ندارند ؛ همان طوري كه انتخاب پيامبر به دست خداوند است و مردم حق انتخاب نبي را ندارند . در قرآن كريم آيات بسياري وجود دارد كه اين مطلب را ثابت مي‌كند . خداوند كريم در باره امامت حضرت ابراهيم عليه السلام مي‌فرمايد :

إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماما . البقره / 124 .

من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم‏ !

و نيز مي‌فرمايد :

وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ  وَ كلاًُّ جَعَلْنَا نَبِيًّا . مريم / 49 .

ما اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم و هر يك را پيامبرى (بزرگ) قرار داديم !

طبق اين آيه ، جعل امامت حضرت ابراهيم به دست خدا بوده است ؛ همان طوري كه جعل نبوت او به دست خدا بود ؛ اما هيچ آيه در قرآن وجود ندارد كه انتخاب نبي و امام را به دست مردم سپرده باشد .

و نيز شيعيان اعتقاد دارند همان طوري که پيامبران الهي براي اثبات نبوت و رسالت  نياز به  ارائه معجزه و کرامات خارق العاده داشتند ، اوصياء و جانشينان آنان نيز بايد براي اثبات امامت خويش از كرامت و معجزه استفاده مي كردند و گرنه سخن آنان پذيرفته نشده و قابل تصديق نيست .

و ائمه اهل بيت عليهم السلام ، هر کدام داراي معجزات و کراماتي بوده اند که افراد با ديدن آن ها از ائمه ، سخن آنان را پذيرفته و به امامت آنان تن مي دادند .

حضرت سيد الشهداء عليه السلام امام سوم شيعيان ، داراي معجزات  و كرامات زيادي در زمان حياتشان و حتي بعد از شهادتش بوده که اين معجزات ثابت مي کند ، آن بزرگوار ، امام بر حق و منصوب از جانب خداوند و جانشين شايسته بعد از برادرش امام حسن عليه السلام است ؛ زيرا محال است خداوند اين معجزات و کرامات را به دست نا اهلان و مدعيان دروغين ولايت الهي بسپارد و نعوذ بالله با در اختيار قرار دادن اين معجزات به دست آن ها زمينه هاي گمراهي مردم را مهيا سازد .

ما در اين مختصر ، سعي مي کنيم به معجزاتي از امام حسين بپردازيم که بعد از شهادت آن حضرت در عالم اتفاق افتاده است ، معجزات منحصر به فردي که عقل هر عاقلي را مبهوت کرده مي کند . بي ترديد ، هر يک از اين معجزات براي روشن شدن حقيقت براي حق پرستان و کساني که به دنبال هدايت الهي هستند کفايت مي کند ؛ البته به شرطي که تعصب هاي جاهلي را  کنار گذاشته شده و فقط با چشم دل به اين معجزات نگريسته شود .

و از آن جايي که شيعيان و پيراوان اهل بيت عليهم السلام به امامت حسين بن علي عليهما السلام و معجزات و کرامات آن بزرگوار يقين دارند و از جانب ديگر ، طرف ما کساني هستند که نمي خواهند ولايت فرزند رسول خدا را بپذيرند و به جاي پيروي از ثقلين ، دنبال رو دشمنان اهل بيت هستند ،  ما سعي مي کنيم اين معجزات و کرامات را فقط از معتبرترين کتاب ها و از قول برترين عالمان و دانشمندان آن ها نقل و ثابت کنيم تا حجت و برهان بر همه حقيقت جويان تمام شده و راه انکاري باقي نماند .

ادامه نوشته

زمان و علامت ظهور


برای ظهور امام زمان(عج) وقت خاصی تعیین نشده و همواره در سخنان پیامبراکرم(ص) و ائمه اطهار علیهم السلام از گمانه زنی در این زمینه نهی شده است؛ چرا که مشیت الهی آن است که زمان دقیق این واقعه مبارک، برای مصلحتی که در آن هست؛ از همگان مخفی باشد. البته برای ظهور علامت های بسیاری در روایات ذکر شده است ولی هیچ کدام از آنها وقت خاص ظهور را مشخص نمی سازد. در توقیعی که از سوی امام زمان(عج) خطاب به علی بن محمد سمری، آخرین نایب خاص دوره غیبت صغری، صادر شده آمده است: دوره ی غیبت کبری آغاز شد و ظهور واقع نخواهد شد مگر وقتی که خداوند متعال اجازه دهد و این کار هم بعد از زمانی بسیار طولانی ـ آن وقت که قلب ها قساوت پیدا کرد و زمین از ستم پر شد ـ به وقوع خواهد پیوست.

راه نجات

بی شک در طول زمان، برخی شبهات فکری و اعتقادی رخ می نماید که بر اثر نبود دقت و تأمل لازم عده ای را به بیراهه می کشاند در چنین هنگامی وجود معیاری که انسان را از انحراف باز دارد بسیار ضروری است. زمانی در بین گروهی از اندیشمندان شیعه در بحث های کلامی اختلاف پدید آمد. از ناحیه امام عصر(عج) توقیعی صادر شد که در بخشی از آن چنین توصیه شده بود: از راه راست منحرف نشوید و مقصد و جهت گیری خودتان را از طریق دوستی ما اهل بیت به سوی سنت و سیره روشن قرار دهید. تقوای الهی پیشه کنید و از رهنمودهای ما پیروی کنید.

مطرود ائمه اطهار علیهم السلام

در بسیار از دعاها و زیارات از ائمه اطهار علیهم السلام به عنوان صراط و میزان یاد می شود. از این رو رضایت ائمه اطهار حکایت از رضایت خداوند دارد. همچنان که اگر عملکرد کسی مورد تأیید آن بزرگواران نباشد بی شک مورد پسند خدا و رسول نیز نخواهد بود. در یکی از سخنان حضرت بقیة الله(عج) در این باره آمده است: هر که ما از او بیزاری بجوییم خدا و فرشتگان او و همه پیامبران الهی و اولیایش نیز از او بیزاری می جویید.

شکوه از مردم

امام زمان(عج) در شکوه از مردمی که بر اثر سستی و بی توجهی به دین از مسیر هدایت منحرف و دچار فتنه ها می شوند چنین می فرمایند: چگونه این مردم در فتنه افتاده، در وادی سرگردانی گام بر می دارند و گاهی به چپ و گاهی به راست می روند؟ از دین خود دست بر می دارند یا دچار تردید می شوند یا گاهی حتی با حقّ به دشمنی می پردازند. اینان یا آنچه در روایات و اخبار صحیح آمده درک نکرده اند، یا اگر درک کرده اند خود را به فراموشی می زنند...

سفارش به استغفار

گناهان همچون سم سلامت روح انسان را به خطر می اندازند. هرگاه انسان در نتیجه فریب نفس اماره یا وسوسه های شیطان و غفلت هایی که بر اثر مشغول شدن به دنیا و زینت های آن پیش می آید دچار گناه شود، لازم است هرچه زودتر از طریق توبه و استغفار نسبت به تدارک گذشته و برطرف ساختن آثار سوء گناه اقدام کند؛ به امید آن که مشمول رحمت و غفران الهی قرار گیرد. امام عصر(عج) در پاسخ به حسن بن فضل یمانی که مرتکب خطایی شده بود و با ارسال نامه ای از آن حضرت عذرخواهی کرده بود، نوشتند: هرگاه از گناه و اشتباهی که مرتکب شده ای به درگاه خداوند متعال استغفار کنی، خداوند آن را می بخشد.

آثار بخل و یاری نکردن نیازمندان

حضرت مهدی(عج) درباره کسانی که به رغم برخورداری از نعمت های الهی، از رسیدگی به وضع محرومان خودداری می کنند فرموده است: هرکس که خداوند به او نعمت هایی عنایت کرده و از رسیدگی به وضع آن دسته از افراد که درباره آنها سفارش شده بخل ورزد، در دنیا و آخرت در زمره زیانکاران قرار خواهد گرفت.

راه عاقبت به خیری

از آرزوهای مهم تک تک افراد آن است که در زندگی به گونه ای رفتار کنند که عاقبت نیکی داشته باشند. در این زمینه رهنمودهای بسیاری از اولیای الهی نقل شده است که بی شک رعایت آنها انسان را به سعادت واقعی و عاقبت بخیری موفق می سازد. حضرت مهدی(عج) در این باره می فرمایند: شیعیان ما وقتی به فرجام نیک دست می یابند که از گناهانی که خداوند نهی کرده به طور کامل دوری کنند و هیچ یک از آنها را مرتکب نشوند.

اوّلین سخن امام زمان علیه السلام در زمان ظهور

مرحوم شیخ صدوق نقل می کنند وقتی که امام زمان(عج) ظهور کنند در حالی که به دیوار کعبه تکیه کرده اند ابتدا این آیه را قرائت خواهند کرد:بَقیة اللّه خیر لَکُمْ اِنْ کُنْتم مؤمنین؛ بقیة اللّه برای شما بهتر است اگر اهل ایمان باشید.

آن گاه خواهند فرمود منم بقیّة الله و حجت خدا و خلیفه و جانشین او برای شما. نقل شده است از آن زمان به بعد هرکس که خدمت حضرت مهدی(عج) می رسد به آن حضرت با عبارت: السّلام علیک یا بقیّة الله؛ سلام بر تو ای بقیّة اللّه؛ سلام خواهد داد.

امان نامه براى ابوالفضل العباس عليه السلام


شمر، كه فرمانده پيادگان قشون عمر بن سعد و از عناصر كليدى و پليد واقعه كربلا بود، در عصر روز تاسوعا، امان نامه اى از عمر بن سعد براى چهار فرزند رشيد و دلاور ام البنين عليهاالسلام يعنى عباس ، عبدالله ، جعفر و عثمان از برادران پدرى امام حسين عليه السلام آورد تا آنان را از سپاه خداجوى و حقيقت طلب امام حسين عليه السلام جدا سازد.

ام البنين ، همسر حضرت على عليه السلام داراى چهار فرزند دلاور و فداكار بود كه همگى در ركاب برادر و امامشان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام در كربلا حاضر بودند.
حضرت عباس عليه السلام كه بزرگترين آنان است ، از شهرت به سزايى برخوردار بود. وى به خاطر جمال زيبا، قامت موزون ، دلاورى ، غيرت و شجاعت بى مانندش ، به (( قمر بنى هاشم )) معروف شده بود.

ام البنين از قبيله بنى كلاب بود كه شمر بن ذى الجوشن نيز به همين تبار انتساب پيدا مى كرد. بدين جهت در عصر تاسوعا به نزديكى خيمه گاه امام حسين عليه السلام آمد و با صداى بلند فرياد زد: خواهرزادگانم كجايند؟

ادامه نوشته

شاخسئی-واخسئی


شاخسئی گئدمه‌ک [شاخسئی رفتن، عمل شاخسئی انجام دادن] نیز مراسمی است محرمی و آیینی مخصوص به ترکان، اینکه این عمل از کی به وجود آمده و به چه انگیزه ای بوده است من اطلاع کافی ندارم ولی در این مقال قصد دارم نگاهی به یکی از این مراسم های که یکی دو سال قبل در شهر قم در ناحیه نیروگاه دیده‌ام داشته باشم و از رسم و رسوم مردم ترک در عزادرای امام حسین (ع) برایتان بنویسم.


این مراسم تا روز تاسوعا انجام نمی شود و در روستا شروع این مراسم از شب عاشورا می باشد بدین منوال که در تاسوعا پس از تمام شدن مراسم عزا و نوحه خوانی و اینکه در شجاعت حضرت ابوالفضل نوحه سرایی شد. با توجه به قضایایی که در این شب برای امام و یاران باوفایش اتفاق افتاد، حمله لشگر یزید به امام و یارانش و یک شب مهلت گرفتن از آنان توسط امام، برنامه جنگ قطعی می شود. و درست چنین زمانی است که مردم عزادار ترک در این شب در داخل مسجد و یا گاها" بیرون آن اولین مراسم شاخسئی را اجرا می‌کنند. در این مراسم بر عکس نوحه خوانی که معمولا" میانسال به بالا شرکت نمی کنند همه حضور دارند و عزادران به دوسته تقسیم شده روبروی هم بر روی زانو می نشینند. که هر دسته یک نفر سردسته دارد که در اول دسته، روبروی سردسته مقابل نشسته است. و بقیه نیز بر حسب سن و سال به ترتیب در کنار سردسته ها تا آخر نشسته‌اند. سردسته اول که قرار است شاخسئی را شروع کند بعد از ساکت شدن همه و تنظیم صفها بلند فریاد برمی‌آورد:

- یای ایمامێن قۇللارێ! [قۇل: برده]

ادامه نوشته

تصاویری از تاسوعا وعاشورا دراردبیل


اسارت حضرت سجاد ( ع ) / محرم 1387 / اردبیل

اسارت حضرت سجاد(ع)محرم۱۳۸۷اردبیل

ماکت حرم امام حسین (ع) / مراسم تعزیه حسینی / محرم 1387 اردبیل

ماکت حرم امام حسین(ع)محرم۱۳۸۷اردبیل

محرم و نوروز / سقاخانه حضرت عباس / اردبیل

سقاخانه حضرت عباس(ع)محرم اردبیل

گهواره های اصغر / مراسم تعزیه حسینی / اردبیل 1389

گهواره علی اصغر محرم ۱۳۸۹اردبیل

لبیک گویان پا برهنه حسین / هیئت عزاداری یکی از محلات اردبیل / 1389

لبیک گویان پا برهنه حسین / هیئت عزاداری یکی از محلات اردبیل / 1389

شبیه خوانان عاشورا سوار بر شتر / اردبیل 1389

شبیه خوانان عاشورا سوار بر شتر / اردبیل 1389

مراسم تعزیه خوانی عاشورا / یکی از محلات اردبیل 1389

مراسم تعزیه خوانی عاشورا / یکی از محلات اردبیل 1389

مراسم تعزیه خوانی عاشورا / یکی از محلات اردبیل 1389

علی اکبر / مراسم تعزیه عاشورا / 1387 اردبیل

ظهر عاشورای 1387 / اردبیل

سقاخانه حضرت ابوالفضل (ع) مسجد سليمان اردبيل

سقاخانه حضرت ابوالفضل (ع) درکنار خيابان شيخ صفي و در جنب مجموعه تاريخي شيخ صفي الدين در کنج جنوبي غربي مسجد قرار دارد که از ساليان قديم مورد توجه مردم مسلمان منطقه مي باشد، ساختمان مسجد در سال 74 تخريب در مدت پنج سال با کيفيت بسيار بالايي با زيربناي 550 متر مربع با يک گنبد و دو مناره بسيار جالب ساخته شده داراي مسجد، زيرزمين براي برگزاري مراسم خانمها و شبستان مي باشد که اکثر قسمتهاي بيروني و داخلي ساختمان از کاشي سنتي خشتي و معرق و سنگ کار شده است.

مردم براي برآورده شدن مشکلات شرعي و حاجات به اين سقاخانه شمع و پول نذر مي کنند. اين مکان محل برگزاريمراسم سوگواري ائمه اطهار (ع) خصوصاً در روزهاي تاسوعا و عاشورا و اربعين و يوم و ولادت حضرت ابوالفضل (ع) مي باشد.

 تمامي دسته جات عزاداري خود را ملزم مي دانند که در جلوي سقاخانه حداقل چند دقيقه هم شده عزاداري نمايند يعني در روزهاي ياد شده اين مکان مرکز تقّل مراسمات سوگواري شهر

 و منطقه محسوب مي شود.

جریان آب تازه بعد از 14 قرن در زیر حرم حضرت عباس


آیا می دانستید که سالهاست آب روانی در زیر حرم مطهر حضرت ابوالفضل جاریست؟

به گزارش «خبر آنلاین»، همان آبی که بر فرزندان پیامبر در ظهر عاشورا 14 قرن پیش بستند، امروز در حرم قمر بنی هاشم، به

طرز معجره آسایی نابینا را بینا می کند، بیمار سرطانی را شفا می دهد و از 50 سال قبل تاکنون این آب در یک سطح ثابت

مانده و هر چه از آن استفاده می شود نه کم و نه زیاد می‌شود.

شیخ عباس 74 ساله، که 36 سال خادم حرم حضرت عباس علیه السلام است، در مورد جریان آب دور قبر علمدار کربلا گفت:

قبلا دو چشمه در سرداب مطهر وجود داشت که از 400 سال قبل که آب لوله‌کشی نبود این آب مرتب می‌جوشیده و از یک

طرف وارد و از طرف دیگر خارج می‌شد که مزه و طعم آن آب از بهترین آب معدنی امروز هم بهتر بود و آن سرداب پله داشت.

مردم می‌آمدند و از آن آب به عنوان تبرک استفاده می‌کردند و آب در تابستان خنک و در زمستان گرم بود … از 50 سال قبل

تاکنون این آب در یک سطح ثابت مانده و هر چه از آن استفاده می شود نه کم و نه زیاد می‌شود.

وی ادامه داد: شما به خوبی می‌دانید اگر آب به مدت 10 روز در یک جا بماند گندیده می‌شود، اما این آب با وجود اینکه درب

ورودی آن بسته شده مانند گلاب می‌ماند و در اطراف قبر مطهر حضرت قمربنی هاشم حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر

مانده است.

شیخ عباس ادامه داد: این آب به ارتفاع یک متر بالاتر از قبر قرار دارد، اما هرگز وارد مرقد مطهر نشده و من این‌ها را به چشم

خود دیده‌ام و بارها شاهد بوده‌ام چقدر افراد کور وارد حرم شده و چند قطره از این آب در چشمان آنها ریخته شده و بینا

شده‌اند و یا افرادی دارای امراض پوستی و سرطانی با استفاده از این آب شفا پیدا کرده‌اند.

وی ادامه داد: مگر آب دریای رحمت آقا تمام می‌شود. هم اکنون در بخش درب صاحب‌الزمان مرقد مطهر ابوالفضل پنجره کوچکی

قرار دارد که وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه کنید از آن مرتب بوی گلاب می‌آید و این همان آبی است که متأسفانه

خادمان کنونی در ورودی آن را و راه رسیدگی به سرداب را به روی زوار بسته‌اند.

کرامتی عجیب از سید الشهدا


امام حسین علیه سلام

مرحوم حاج ملا آقا جان می فرمود

در سفر کربلائی که چند سال قبل مشرف بودم و شبها در ایوان حضرت سیدالشهداء ( علیه السلام) می خوابیدم و معمولا" اول شب به زیارت حضرت اباالفضل ( علیه السلام) می رفتم، در یکی از شبها وقتی وارد صحن حضرت ابا الفضل ( علیه السلام) شدم، دیدم دو نفر جوان مثل اینکه با هم نزاعی دارند و در مقابل حرم به طوری که ضریح دیده می شد ایستاده اند، یکی از آنها خواست کلامی بگوید که به زمین خورد و بیهوش شد. دومی هم فرار کرد.

مردم دور او که به زمین خورده بود جمع شدند و او را شناسائی کردند و گفتند: از فلان قبیله است، رئیس آن قبیله را خبر کردند آمد پیرمردی بود.

به او گفتم: او اشاره به قبر حضرت اباالفضل ( علیه السلام) نمود و می خواست چیزی بگوید که دیگر نتوانست و به زمین افتاد.

رئیس قبیله گفت: او مورد غضب حضرت اباالفضل ( علیه السلام) واقع شده؛ زیرا بدنش کبود شده و استخوانهایش خرد گردیده است.

 او را ببرید به صحن حضرت سیدالشهداء ( علیه السلام) که اگر راه نجاتی داشته باشد از آنجا خواهد بود.

دوستانش او را به دوش کشیدند و به صحن حضرت سیدالشهداء ( علیه السلام) بردند.

دو شبانه روز در کنار یکی از غرفه ها به حال اغما افتاده بود، شب سوم که من هم نزدیک او می خوابیدم و منتظر بودم که امشب یا باید او از دنیا برود و یا از این وضع نجات پیدا کند؛ زیرا شخصی که مورد غضب واقع شده،بیشتر از سه شبانه روز زنده نمی ماند.

ناگاه دیدم به خود تکانی داد و برخاست و نشست. افرادی که محافظ او بودند، از او پرسیدند: چه می خواهی؟

گفت: ریسمانی بیاورید و به پاهای من ببندید و مرا به طرف حرم حضرت اباالفضل ( علیه السلام) بکشید.

این کار را کردند در بین راه نزدیک صحن حضرت اباالفضل ( علیه السلام) درخواست کرد که فلان مبلغ را به فلانی بدهید. و همان مقدار هم تصدق از طرف من به فقراء اتفاق کنید.

دوستانش این عمل را تعهد کردند که انجام دهند سپس از در صحن دستور داد ریسمان را به گردنش ببندند و با حال تذلل عجیبی او را وارد حرم کردند.

وقتی مقابل ضریح حضرت اباالفضل ( علیه السلام) رسید، کلماتی به زبان عربی گفت که خلاصه اش این است:

آقا از تو توقع نبود که این گونه آبروی مرا ببری و مرا بین مردم مفتضح نمائی.

مضمون این شعر را می گفت:

من بد کنم و تو بد مکافات کنی               پس فرق میان من و تو چیست بگو

در این موقع رئیس قبیله رسید و او را بوسید و ابراز خوشحالی کرد. مردم از اطرافش پراکنده نمی شدند و نسبت به او که دوباره مورد لطف حضرت اباالفضل ( علیه السلام) واقع شده بود،ابراز علاقه می نمودند.

من صبر کردم تا کاملا" دورش خلوت شود،به او گفتم: من از اول جریان تا پایان آن با تو بوده ام بعضی از قسمتهای سرگذشت تو را نفهمیده ام، مایلم برایم تعریف کنی.

گفت: آن جوان که با من وارد صحن شد مدتی بود از من مبلغی پول طلب داشت، آن شب زیاد اصرار می کرد که باید طلب مرا همین الآن بپردازی، من ناراحت شدم به او گفتم: از من طلبی نداری.

گفت: به جان اباالفضل ( علیه السلام) قسم بخور، من بی حیائی کردم خواستم قسم بخورم که دیگر نفهمیدم چه شد تا امشب که درد و ناراحتی و فشار فوق العاده ای داشتم.

درهمان عالم بیهوشی می دیدم که برای تشریفات عبور شخصی به حرم حضرت سیدالشهداء ( علیه السلام) مراسمی قایل می شوند ، سئوال کردم چه خبر است ؟ یکی از آنها گفت حضرت ابالفضل ( علیه السلام) به زیارت برادرش حضرت سیدالشهداء ( علیه السلام) می آید.

 من برای عذرخواهی خود را آماده می کردم که دیدم حضرت اباالفضل ( علیه السلام) بالای سر من ایستاده و با نُک پا به من می زند و می فرمایند :

برخیز، به در خانه ای آمده ای که اگر جن و انس به آن متوسل شوند، محروم بر نمی گردند.

از همان جا حالم خوب شد و امیدوارم دیگر این گونه جسارت به مقام مقدس حضرت اباالفضل ( علیه السلام) نکنم.

اربعین

اربعین است و دل از سوگ شهیدان خون است / هر که را می‌نگرم غمزده و محزون است

زینب از شام بلا آمده یا آنکه رباب / کز غم اصغر بی‌شیر، دلش پرخون است
 
یا که لیلی به سر قبر پسر آمده است / کاشکش از دیده روان همچو شط جیحون است
 
مادر قاسم ناکام که می‌نالد زار / بهر آن طلعت زیبا و قد موزون است
 
در ره کوفه و در شام و سرا ظلم یزید / کس نپرسید ز سجّاد که حالت چون است
 
دختر شیر خدا ناطقة آل رسول / کز نهیب سخنش کفر و ستم موهون است
 
کرد ایراد چنان خطبه و ثابت بنمود / که یزید شقی از دین خدا بیرون است
 
زنده دین مانده ز تصمیم و ز ایثار حسین / حق و حرّیت و اسلام به او مدیون است
 
هان بیایید و ببینید که در راه خدا / صحنه‌ی رزم ز خون شهدا گلگون است
 
آه و افسوس که کشتند لب تشنه امام / زخم بر پیکر پاکش ز عدد افزون است
 
قصّه‌ی کرب و بلا قصه‌ی صبر است و قیام / به فداکاری و جانبازی و دین مشحون است
 
تا ابد نام حسین بن علی در تاریخ / با ثبات قدم و نصرت حق، مقرون است
 
جاودان عزت حزب الله و انصار خدا است / خیمه‌ی باطل و احزاب دگر وارون است
 
هر که در حصن ولایت رود از روی خلوص / ز آتش دوزخ و آن هول و خطر، مأمون است
 
«لطفی» از عاقبت کار مکن قطع امید / که به الطاف حسین بن علی میمون است

شیطان

به شیطان گفتم لعنت بر شیطان .! لبخند زد . پرسیدم : « چرامی خندی » . پاسخ داد : « از حماقت تو خنده ام می گیرد» پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام» با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» جواب داد »: نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.» پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟» پاسخ داد:

«هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز»

اللهم صلی علی محمد و آل محمد

ای احمدیان به نام احمد صلوات
هر دم به هزار ساعت از دم صلوات
از نور محمدی دلم مسرورست
پیوسته بگو تو بر محمد صلوات

اللهم صلی علی محمد و آل محمد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

بسم الله الرحمن الرحیم


 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


صلوات خاصه امام رضا


اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ التّقی النّقی و حُجَّّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِکَ.

خدایا رحمت فرست بر علی بن موسی الرضا امام با تقوا و پاک و حجت تو بر هر که روی زمین است و هر که زیر خاک ، رحمت بسیار و تمام با برکت و پیوسته و پیاپی و دنبال هم چنان بهترین رحمتی که بر یکی از اولیائت فرستادی .

گناهان صغیره (کوچک) و کبیره (بزرگ)



هر چند که بر اساس آیات قرآن کریم و روایات معصومین، گناهان به دو دسته صغیره (کوچک) و کبیره (بزرگ) تقسیم می شوند یعنی برخی از گناهان در مقایسه با سایر گناهان بزرگ تر و زشت تر بوده و آثار سوء بیشتری دارند؛ ولی هر گناهی از آن جهت که مخالفت و تمرد از دستورهاى پروردگار محسوب مى شود بسیار زشت و ناپسند است و هیچ گناهى از این لحاظ کوچک نیست و چنانچه کسى نافرمانى خدا را کوچک بشمارد مرتکب گناهى بس عظیم شده است


جهنم شیطان آتش
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) فرمودند: «أشد الذنوب ما استخف به صاحب؛ شدیدترین گناه آن است که صاحبش آن را کوچک بشمارد.»
علت این امر بزرگی و عظمت مقام خداوند می باشد. برای روشن شدن موضوع، به این مسئله توجه کنید که بی ادبی یک انسان نسبت به دوستان نزدیکش و یا گوش نکردن به حرف آنها، قابل بخشش است و زشتی آن خیلی زیاد نیست. اما اگر همین کار را در مقابل یکی از اساتیدش انجام دهد، زشتی بیشتری دارد و از آن زشت تر این است که مثلاً این کار را در مقابل یک مرجع تقلید و یا شخص دیگری که احترام زیادی دارد انجام دهد. و به همین صورت هر چه مقام و احترام شخص مقابل بیشتر شود، زشتی بی ادبی و نافرمانی در برابر او هم افزایش می یابد. حال تصور کنید که اگر شخصی که نسبت به او بی احترامی می شود و از اوامر او سرپیچی می شود، کسی باشد که بزرگتر از آن است که قابل توصیف باشد و بزرگی و مقام و توانایی ها و حتی وجود همه موجودات از جانب اوست و نعمتهای بی شماری را به انسان ارزانی داشته است، زشتی این عمل چقدر افزایش می یابد.
پس با این دید، در می یابیم که در مقابل عظمت خداوند، هیچ گناهی کوچک و بی اهمیت نیست.
حضرت امام زین العابدین(علیه السلام) در مقام طلب آمرزش از خداوند، می فرمایند: « یا إلهی لو بکیت إلیک حتى تسقط أشفار عینی، و انتحبت حتى ینقطع صوتی، و قمت لک حتى تتنشر قدمای، و رکعت لک حتى ینخلع صلبی، و سجدت لک حتى تتفقأ حدقتای، و أکلت تراب الأرض طول عمری، و شربت ماء الرماد آخر دهری، و ذکرتک فی خلال ذلک حتى یکل لسانی، ثم لم أرفع طرفی إلى آفاق السماء استحیاء منک ما استوجبت بذلک محو سیئة واحدة من سیئاتی؛ اى خداى من، اگر به درگاهت بگریم تا پلکهاى چشمانم بیفتد و با آواز بلند ناله کنم تا صدایم قطع شود و در پیشگاه تو بایستم تا پاهایم ورم کند، و در برابرت رکوع کنم تا استخوان پشتم از جا در آید و براى تو سجده کنم تا کاسه چشمانم بگودى رود و همه عمرم، خاک زمین بخورم و تا پایان روزگارم آب خاکستر بنوشم و در خلال این ها به ذکر تو مشغول شوم تا زبانم کند شود آنگاه به خاطر شرمندگى، چشم به اطراف آسمان بلند نکنم، با این کارها هرگز مستوجب از بین رفتن گناهى از گناهانم نمى شوم. .»
مشاهده می کنیم که سرور و سید عابدان و مناجاتیان، چه تعبیرات عجیبی را – که نشان دهنده زشتی فوق العاده گناه می باشد – برای آمرزش تنها یک گناه، به کار می برند.

ادامه نوشته

چگونه با امام زمان (عج) ارتباط برقرار کنیم؟



باید به این نکته توجّه داشت که شناخت و ایمان نسبت به امام زمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - و استواری در آن، بر هر چیز دیگر، مقدم است چرا که در عصر امامان پیشین، کسانی بودند که در کنار ائمه عصمت و طهارت زندگی می‌کردند ولی چون نسبت به آن برگزیدگان ‌الهی، معرفت و ایمان نداشته‌اند، بهره‌ای از آنها نبرده و چه بسا با آنها هم مخالفت کرده‌اند.

حال ما چه کنیم که بتوانیم امام زمان خویش را بشناسیم و انس و ارتباط حقیقی با آن حضرت برقرار نماییم؟ در اینجا به برخی از مهم‌ترین راه‌های آن اشاره می‌نماییم: تقوا و عشق و محبت به آن سرور.


تقوا به معنای ترس از پروردگار و نگهداری نفس می‌باشد یعنی اطاعت کامل از خداوند و فرمانبرداری از دستورات او که خلاصه‌اش انجام واجبات و ترک محرمات می‌شود، البتّه تقوا مراتبی دارد و اگر این نردبان را آدمی تا آخرین پله‌اش طی کند به سعادت بزرگی دست خواهد یافت که در نهایت به جایی می‌رسد که خداوند متعال می‌فرماید: ای بنده من اطاعتم کن تو را مثل خودم قرار می‌دهم. من زنده هستم و نمی‌میرم، تو را هم زنده قرار می‌دهم و نمی‌میری و من بی‌نیاز هستم و محتاج نمی‌شوم، تو را هم بی‌نیاز قرار می‌دهم که محتاج نمی‌شوی. من هر چه را اراده کنم تحقق پیدا می‌کند، تو را هم به صورتی قرار می‌دهم که هر چه را بخواهی تحقق پیدا می‌کند.[1]

ادامه نوشته

جایگاه نماز و کار از دیدگاه امام علی (ع)



سخن از راز نماز در نهج‌البلاغه و رابطه این فریضه بزرگ الهی با علی علیه‌السلام، پیشوای عظیم‌الشأن ما و گوینده نهج‌البلاغه است، که یکی از جالب‌ترین مباحث این کتاب با عظمت را تشکیل می‌دهد. نماز، نخستین حکم الهی بود که چند روز پس از بعثت پیغمبر خاتم، حضرت محمد بن عبد اللَّه صلی اللَّه علیه و آله و سلم توسط جبرئیل امین از جانب خداوند صادر گردید و پیغمبر با تعلیم پیک وحی، آن را معمول داشت. بدین گونه که پیک وحی الهی، جبرئیل امین، چند روز بعد از آن که پیغمبر به مقام نبوّت رسید، برای دومین بار بر آن حضرت نازل گردید و آبی از آسمان آورد و طریقه وضو گرفتن و نماز گزاردن و رکوع و سجود را به پیغمبر آموخت.

بنا بر این، نماز این فریضه بزرگ الهی و عالی‌ترین فرمان خداوند عالم که بهترین حالت یک انسان با ایمان و بنده خدا در پیشگاه الهی است، نوبر احکام اسلام است و از همین‌جا نیز باید قدر آن را دانست و به اهمیت آن پی برد.

ادامه نوشته

بازرسان قبر


بازرسان قبر  
 

« پرسش قبر » از مهم‏ترین موضوعات این مبحث است که در بسیارى از روایات این باب، از آن سخن رفته است و در اهمیت این موضوع همین نکته بس که انکار کننده آن، شیعه اهل بیت (علیهم السّلام) نیست.
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «هر که سه چیز را انکار کند، شیعه ما نیست:
? – معراج ، ? - پرسش قبر ، ? – شفاعت ». (?)
از روایات استفاده مى‏شود که پرسشهاى قبر را دو فرشته به نامهاى نکیر و منکر انجام مى‏دهند:
پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «خداوند تعالى، دو فرشته به نامهاى نکیر و منکر، جهت پرسش به قبر مى‏فرستد». (?)
از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) پرسیدند: سیماى فرشتگان بازرس قبر چگونه است؟
رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «بسیار تندخو و زشتند؛ صدایشان همچو رعد غرّان و چشمانشان چون برق تابان است.
موهایشان (به گونه‏اى بلند است که از پشتشان آویزان و) به روى زمین کشیده مى‏شود؛ دندانهایشان (به گونه‏اى تیز است که وقتى آنها) را در زمین فرو کنند، گودالى پدیدار شود». (?)
امام کاظم(علیه السّلام) فرمود: «هنگام ورود مؤمن به قبر، بازرسان قبر(با احترام) او را نشانند و سؤالاتشان را پرسند (و چون پاسخ به نیکى شنوند) قبرش را تا چشم کار مى‏کند، بگشایند و از طعامهاى بهشتى برایش (ارمغان) آورند». (?)

ادامه نوشته

آخر الزمان چیست؟


آخر الزمان چیست؟  

آخِرُالزَّمان، اصطلاحی که در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا دیده می شود و در ادیان ابراهیمی اهمیت و برجستگی ویژه ای دارد. باورهای مربوط به آخرالزمان، بخشی از مجموعه عقیده هایی است که به پایان این جهان و پیدایش جهان دیگر مربوط می شود و ادیان بزرگ درباره آن پیشگویی هایی کرده اند.

و امّا آخرالزمان در آیین اسلام؛

در قرآن مجید گفتار صریحی درباره آخرالزمان نیست و این اصطلاحی است که در احادیث و مؤلفه های مسلمانان به چشم می خورد.
این اصطلاح، در کتاب های حدیث و تفسیر در دو معنی به کار رفته است: نخست، همه آن قسمت از زمان که بنا بر عقیده مسلمانان، دوران نبوت پیامبراسلام است و از آغاز نبوت پیامبر تا وقوع قیامت را شامل می شود. دوم، فقط آخرین بخش از دوران یاد شده که در آن مهدی موعود ظهور می کند و تحولات عظیمی در عالم واقع می شود. انصاف حضرت محمد (ص) به پیامبر آخرالزمان در میان مسلمانان، با این دو مطلب ارتباط دارد: نخست اینکه پیامبر اسلام، خاتم پیامبران است و شریعت وی به دلیل کامل بودن، تا پایان این عالم اعتبار دارد و او پیامبر آخرین قسمت از زمان است که به قیامت می پیوندد؛ دیگر اینکه در نخستین سده های اسلام، حداقل تصور عده ای از مسلمان چنین بود که قیام قیامت نزدیک است و ظهور پیامبر اسلام در عصری واقع شده که به قیامت متصل است.
در فرهنگ عامه مسلمانان خاصه شیعه، اصطلاح آخرالزمان حکایت از عصری می کند که مهدی موعود در آن ظهور می کند و تحولات ویژ ه ای در جهان رخ می دهد. در روایت های مسلمانان، برای این عصر مشخصه های ویژه ای (به نام نشانه های آخرالزمان) نقل شده است.
از مجموع روایت هایی که در کتاب های حدیث، تفسیر و تاریخ درباره عصر ظهور مهدی موعود نقل شده است، دو مطلب درباره ویژگی های آخرالزمان ـ به معنی عصر مهدی موعود ـ به صورت تواتر معنوی به دست می آید. اول اینکه در این عصر، پیش از ظهور مهدی موعود، فساد اخلاقی و بیداد و ستم همه جوامع بشری را فرامی گیرد و به صورت عام ترین پدیده در روابط انسان ها درمی آید. دیگر اینکه پس از ظهور مهدی، تحول عظیمی در جوامع رخ می دهد، فساد و ستم از میان می رود و توحید و عدل و رشد کامل عقلی و عملی در سراسر زندگی انسان ها جریان می یابد. معروف ترین حدیث که با عبارت های گوناگون نقل شده است، نشانه اصلی دوران حکومت مهدی در آخرالزمان را، بال گستردن داد بر سراسر جهان یاد می کند: خداوند جهان را که از بیداد و تباهی آکنده شده است، به وسیله او از قسط و عدل پر می سازد (ابن ماجه، ج 2 ، ص 1336؛ مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 266). برخی، مجموعه مشخصه ها و نشانه های آخرالزمان را که مربوط به عصر مهدی موعود می شود و در حدیث ها پیشگویی شده است، چنین تفسیر کرده اند: پیروزی نهایی صلاح و عدالت و آزادی، حکومت جهانی واحد، آبادانی تمام زمین، بلوغ بشریت به خردمندی کامل و آزادی از جبرهای طبیعی و اجتماعی، برقراری مساوات کامل میان انسان ها در امر ثروت، از میان رفتن کامل مفاسد اخلاقی، منتفی شدن جنگ و در نهایت ، سازگاری انسان و طبیعت (مطهری، 60).
در نظر عده ای از مفسران متأخر مسلمان، افزون بر روایات هایی که از آن سخن گفته شد، در قرآن آیه هایی هست که به آینده جوامع انسانی نظر دارد و دربارة حکومت توحید و عدل در آینده زندگی انسان مطالبی بیان می کند. اینان معتقدند که آیه های مربوط به جانشینی انسان در زمین، فرمانروا شدن نیکوکاران زمین (وراثت صالحان) و پیروزی حق بر باطل با وجود جولان همیشگی باطل، آیه هایی هستند که سرنوشت آینده بشریت را پیش گویی می کنند و مستقیماً به مسئله آخرالزمان مربوط می شوند. محمدرشید رضا (9/80)، محمدحسین طباطبایی (14/330) و سید قطب (5/3001،3002) به ترتیب در ذیل آیات 128 از سوره 7 (اعراف)، 105 از سورة 21 (انبیاء) و 171 و 172 از سوره 37 (صافات) قرآن، این عقیده را توضیح داده اند.
اینان، آیه ها و روایت های مربوط به تحولات آخرالزمان را بیان کننده نوعی فلسفه تاریخ می دانند. این مفسران که از روحیه خاص عصر ما، یعنی جست وجوی نوعی فلسفه برای تاریخ انسان متأثرند، در صدد کشف فلسفه تاریخ از دیدگاه اسلام برآمده اند و آن را در این آیه ها و امثال آن یافته اند. در نظر اینان، تحولات آخرالزمان که در روایت بیان شده است، چیزی جز آینده طبیعی جامعه انسانی نیست. عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شکوفایی تکامل اجتماعی و طبیعی نوع انسان. چنین آینده ای امری است محتوم و مسلمانان باید انتظار آن را بکشند.

آیا در میان این همه مسلمان و شیعه 313 نفر یار و یاور برای حضرت وجود ندارد تا ظهور کند؟


آیا در میان این همه مسلمان و شیعه 313 نفر یار و یاور برای حضرت وجود ندارد تا ظهور کند؟


در پاسخ این سؤال می گوییم:
اولاً: در روایات مختلف برای یاران و اصحاب خاص حضرت مهدی علیه السلام صفات و خصوصیات وی‍ژه ای ذکر شده که باید در 313 نفر موجود باشد، و ما به برخی از آن صفات قبلاً اشاره کردیم.
ثانیاً: همان گونه که در جای خود اشاره کرده ایم، از مجموعه ی احادیث استفاده می شود که حضرت دو دسته یار و یاور بعد از ظهور دارند: یکی یاوران خاص که 313 نفرند و دسته ی دیگر یاوران عام که ده هزار نفرند و باید این تعداد جمعیت نیز آماده شود.
ثالثاً: فراهم شدن 313 نفر از یاران خاص حضرت علت تامّه برای ظهور حضرت نیست، بلکه یکی از شرایط تحقق ظهور است، حضرت با کمک این تعداد افراد حکومت عدل گستر جهانی را پیاده خواهد کرد، اما اینکه آیا فراهم شدن این تعداد نفر علت تامه ی ظهور است؟ خیر، بلکه علل و عوامل و شرایط دیگری از جمله فراهم شدن زمینه ی لازم و مساعد برای حکومت حضرت نیز لازم است.

شیرخواران حسینی

http://www.web.iran-forum.ir/uploads/posts/2011-09/1316831442_126197732811.jpg

ادامه نوشته